تبليغاتX
ایران...از باستان تا کنون
 
بیان ناگفته های تاریخ ایران باستان
 
http://tinypic.com/
http://www.hostedpictures.com/
http://xs.to/
http://www.theimagehosting.com/
http://www.imagehosting.us/
http://www.mooload.com/
http://www.photoamp.com/
http://www.fotosrv.com/
http://filehost.to/
http://www.photohosting.info/
http://www.rapidupload.com/
http://www.sendmefile.com/
http://www.picvista.com/
http://www.myimageshost.net/
http://www.ripway.com/
http://www.sharemation.com/
http://www.imagecave.com/
http://www.imagecraze.com/
http://www.picturehosting.org/
http://www.myimagehosting.com/
http://www.freefotofile.com/
http://upload.fotofects.com/

  نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 12:32  توسط احسان سلگی  | 
سالروز درگذشت بهرام چوبين و نگاهي به کارهاي او



مولف«تاريخ نوابغ نظامي» كه كتابي به زبان انگليسي است، روز درگذشت سپهبدبهرام مهران (بهرام چوبين) ژنرال معروف و نابغه نظامي قرن ششم ميلاديايران را پنجم ماه مه سال 592 ميلادي ذكر كرده است. وي كه در «ري» به دنياآمده بود در خراسان خاوري درگذشت.
به نوشته برخي از تاريخ نگاران، سامانيان که باعث احياء زبان فارسي و فرهنگ ايراني شدند از نسل بهرام چوبين بوده اند.
مخالفتبهرام چوبين با پادشاه شدن خسرو پرويز كه مآلا به پايان عمر امپراتوريايران در عهد باستان انجاميد از فصول آموزنده تاريخ عمومي است.
خسروپرويز هنوز پايه هاي سلطنتش را استوار نكرده بود كه با ضديت ژنرال بهرامچوبين رو به رو شد زيرا كه بهرام شنيده بود خسرو پرويز بر ضد پدرش كودتاكرده بود. خسرو پرويز چون ياراي ايستادگي در برابر ژنرال بهرام را نداشت23 نوامبر سال 589 ميلادي به قسطنطنيه فرار كرد تا از موريس امپراتور رومشرقي كمك بخواهد.
موريس كه در انتظار چنين فرصتي بود يك سپاه كامل دراختيار خسرو دوم قرار داد و خسرو با كمك اين سپاه و هواداران داخلي اش درنبرد سال 591 ميلادي پيروز شد و بر تخت نشست، بهرام به خراسات رفت و بعدادر همانجا درگذشت.
مورخان تاريخ جنگها، جنگ بلخ در سال 588 را كه فاتحآن بهرام چوبين بود، نبردي بي سابقه توصيف كرده اند زيرا در آن، نوعي موشكبكار رفت و به علاوه، يك سپاه كوچك از لحاظ شمار افراد، يك ارتش بسياربزرگ را شكست داده بود. به نوشته اين مورخان،
28 نوامبر سال 588 ميلاديدر بلخ، ارتش ايران به فرماندهي ژنرال بهرام مهران در جنگ با خاقان «شابه»امپراتور سرزمين هاي شمال غربي چين كه به خراسان بزرگتر دست اندازي كردهبود از سلاح تازه اي که در آن نفت خام بکار رفته بود استفاده کرد.
خاقانشابه (خاقان = خان خانها ـ امپراتور، اين واژه با تلفظ خاگان هنوز درمغولستان بكار مي رود) زماني از لشکر کشي ايران آگاه شد که بهرام تنهاچهار روز تا بلخ فاصله داشت، و چون شنيد كه بهرام با كمتر از 13 هزار نفرآمده است چندان نگران نشد و با تمامي مردان قادر به حمل سلاح خود کهمورخان يکصد تا سيصد هزار تن گزارش کرده اند به مقابله با بهرام شتافت.
درروز نبرد، بهرام به واحدهاي آتشبار (نفت اندازان) توصيه کرد که حمله را باپرتاب پيکانهاي شعله ور آغاز کنند و ادامه دهند تا آرايش سپاهيان خاقان برهم خورد و قادر به تنظيم آن هم نباشند و به سواران کماندار (اسواران) گفتکه همزمان با حمله نفت اندازان، با تير چشم فيلها را هدف قرار دهند، و دراين جريان، خود با دو هزار سوار زبده قرارگاه خاقان را مورد حمله قرارداد. خاقان که انتظار حمله مستقيم به مقر خود را نداشت دست به فرار زد کهکشته شد، سپاه عظيم او متلاشي گرديد و پسر وي نيز بعدا به اسارت درآمد وجنگ فقط يک روز طول کشيد که از شگفتي هاي تاريخ نظامي جهان است.
مورخاننظامي درباره نفت اندازهاي ژنرال بهرام چنين نوشته اند: بهرام در زماني کهاز سوي شاه ايران حاکم چارك شمال غربي بود (يك چهارم قلمرو ايران، از ريتا مرز شمالي گرجستان و داغستان کنوني شامل ارمنستان، آذربايگان وکردستان. در آن زمان، ايران به چهار ابر استان تقسيم شده بود كه هركدام راچارك نوشته اند) هنگام بازديد از محل فوران نفت خام در ناحيه بادکوب(باکو) در ساحل جنوبي غربي درياي مازندران و آگاهي از قدرت اشتعال اينماده، تصميم گرفت که از آن نوعي سلاح براي واحدهاي رزمي ساخته شود و اينکار به مهندسان ارتش واگذار شد. ظرف مدتي کوتاهتر از يک سال، پيکاني ساختهشد که بي شباهت به راکت هاي امروز نبود و اين پيکان حامل گوي دوکي شکلآغشته به نفت خام بود که از روي تخته اي که بر پشت قاطر قرارداشت با كشيدنزه پرتاب مي شد. طرز پرتاب آن بي شباهت به کمان نبود. دستگاه، از يک زه(روده خشك شده) و چوب گز (نوعي درخت مناطق خشک) ساخته شده بود که آن را برتخته اي سوار مي كردند و داراي يک ضامن بود و پنج مردخدمه آن را تشکيل ميدادند که دو نفر از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گيري مي کرد وفرمانده اين آتشبار بود، مرد چهارم مامور شعله ورساختن قسمت آغشته به نفتخام (پيکان) بود و مهمات رساني مي کرد و نفر پنجم مواظب قاطر بود و از هرواحد آتشبار، هشت نيزه دار مراقبت مي کردند كه ضمن عمليات مورد حمله قرارنگيرد.
اين مورخان در اين باره كه چرا بهرام با 12 تا13 هزار مرد به جنگ يك ارتش يكصد تا سيصد هزارنفري شتافت چنين نوشته اند:
«هرمز»شاه وقت از دودمان ساسانيان، وقتي شنيد كه خاقان «شابه» وارد اراضي ايراندر شمالشرقي خراسان (تاجيکستان فعلي و شمال افغانستان امروز) شده، بلخ رامرکز خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغيس است ژنرالهاي ايران را بهتشکيل جلسه اي در شهر تيسفون (مدائن، نزديک بغداد) پايتخت آن زمان ايرانفراخواند و تصميم خود را به اخراج فوري خاقان از قلمرو ايران به آناناطلاع داد و خواست که ترتيب کار را بدهند. هرمز گفت که طبق آخرين اطلاعيکه به ارتشتاران سالار (ژنرال اول ارتش ايران) رسيده، «خاقان شابه» داراي300 هزار مرد مسلح و چند واحد فيل جنگي است.
ژنرالها پس از تبادل نظر،بهرام چوبين را براي انجام اين کار خطير برگزيدند و او ماموريت را پذيرفت.بهرام از ميان ارتش پانصد هزار نفري «آماده» ايران، حدود 12 هزار مردجنگديده 30 تا 40 ساله (ميانسال) را برگزيد که اضافه وزن نداشتند وميهندوستي آنان قبلا به ثبوت رسيده بود و بيش از سايرين قادر به تحمل سختيبودند و در جنگ سواره و پياده تجربه داشتند. وي به هر سرباز سه اسب اختصاصداد و با تدارکات کافي عزم بيرون راندن زردها را از خاک وطن کرد.
بهرامبه جاي انتخاب راه معمولي، از تيسفون به اهواز رفت و سپس از طريق يزد وکوير خود را به خراسان رساند به گونه اي که خاقان متوجه نشده بود. بهرامکه در جنگ اعتقاد به روحيه سرباز بيش از هر ابزار ديگر داشت، ضمن راه هردو روز يک بار سربازان را جمع مي کرد و براي آنان از اهميت وطندوستي ورسالتي که هر فرد در اين زمينه دارد سخن مي گفت و آنان را اميد ايرانيانمي خواند ـ مردماني که مي خواهند آسوده و در آرامش و با فرهنگ خود زيستکنند. بهرام بالاخره با همين سپاه ارتش خاقان را شكست داد.
و اما درباره درگيري ژنرال بهرام مهران با خسرو پرويز:
هنگاميکه بهرام سرگرم پس راندن خاقانيان به آن سوي کوههاي پامير، و ايجاداستحکامات در مرز سين کيانگ و كاشغرستان امروز بود، شنيد که در پايتخت،پسر شاه (خسرو پرويز) بر ضد پدرش کودتا کرده است که برق آسا خود را بهتيسفون در ساحل دجله رساند. خسرو پرويز فرار کرد و به امپراتور رومپناهنده شد و بهرام تا تعيين شاه بعدي زمام امور را به دست گرفت که پرويزفراري با دريافت کمک از امپراتور وقت روم به جنگ او آمد. در آستانه نبرد،قسمتي از ارتش ايران به پرويز پيوستند که بهرام پس از چند زد و خوردمختصر، خروج از صحنه سياست را بر ادامه برادرکشي و قتل ايراني به دستايراني که امري ناپذيرفتني بود ترجيح داد و به خراسان بازگشت و تا پايانعمر در همانجا باقي ماند.

  نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 12:32  توسط احسان سلگی  | 
  نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 14:8  توسط احسان سلگی  | 

۱. کوروش بزرگ:۵۵۹پ.م تا ۵۳۰پ.م(۲۹سال) 

۲. کمبوجيه(پسر کوروش):۵۲۹ پ.م تا ۵۲۲پ.م(۷سال)

۳. برديا(پسر کوروش): ۵۲۲پ.م

۴. داريوش بزرگ(دامادکوروش): ۵۲۱پ.م تا ۴۸۶پ.م (۳۵ سال) 

 

۵. خشايارشا(پسر داريوش): ۴۸۵پ.م تا ۴۶۵پ.م (۲۰سال)

۶. اردشير يکم(پسر خشايارشا):۴۶۴پ.م تا ۴۲۴پ.م(۴۰سال)

۷و۸. خشايار دوم وسوگديانوس: ۴۲۴پ.م

۹. داريوش دوم(پسر اردشير يکم): ۴۲۳پ.م تا ۴۰۵پ.م(۱۸سال)

۱۰. اردشير دوم(پسر داريوش دوم): ۴۰۴پ.م تا ۳۵۹پ.م (۴۳سال)

۱۱. اردشير سوم(پسر اردشير دوم): ۳۵۸پ.م تا ۳۳۸پ.م (۲۰سال)

۱۲. آرسش(پسر اردشير سوم): ۳۳۷ تا ۳۳۶ (۱سال)

۱۳. داريوش سوم(نوه داريوش دوم): ۳۳۵پ.م تا۳۳۰(۵سال)

  نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 12:49  توسط احسان سلگی  | 

70 شي باستاني 2700 ساله به غاركلماكره تعلق دارند
كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان لرستان اعتقاد دارند اشيا نقره‌اي متعلق به دوره ايلامي‌نو، به دليل ظرايف هنري و استفاده از طلا در تزئينات جايگاه ويژه اي در بين اشيا كشف شده اين غار دارند.

 

خرم‌آباد_خبرگزاري ميراث فرهنگي_ زهراكشوري_تازه‌ترين بررسي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان لرستان نشان مي‌دهد اشيا منحصر به فرد نقره‌اي با تزئينات روكش طلا و منتسب به غار كلماكره لرستان، به يقين از اين غار به بازارهاي جهاني رفته‌‌است.

بخشي از مجموعه نقره‌اي كلماكره شامل 100 شي در موزه فلك‌افلاك، 100 شي در موزه ايران باستان، 2 شيء در موزه ميهو ژاپن، 2 شي در استان ايلام، 2 شي در تبريز و 30 شي در موزه لور است.

بسياري از اشيا غارت شده از غار كلماكره، ذوب و فروخته شدند بنابراين هيچ كس از تعداد دقيق اشيا غارت شده از اين غار ‌ خبر ندارد.

اشيا اين غار توسط حفاران غير مجاز كشف شده بود، به همين دليل برخي كارشناسان و باستان‌شناسان در نسبت دادن آن‌ها به غار كلماكره كه از غارهاي باستاني استان لرستان است، با شك مي‌نگريستند.

"فاطمه نظارتي"، كارشناس ارشد مرمت اشيا و معاون حفظ و احياسازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان لرستان در گفتگو با ميراث خبر گفت« :« بخشي از مطالعات جامع بررسي فني و آسيب شناسي اشياءنقره‌‌اي غار كلماكره انجام شده‌است. اين مطالعات با هدف تعيين انتساب آن‌ها به غار كلماكره انجام گرفت. اساس مطالعات بر پايه مطالعات تطبيقي باستان‌شناسي، آناليز نمونه‌هاي فلزي و تطبيق آن با آناليز نمونه‌هاي اصيل و مطالعه شده دنيا، آناليز خاك روي اشياء و تطبيق آن با آناليز تالارهاي غار، شناسايي خوردگي اشياء و تطبيق آن با شرايط محيط غار كلماكره مطالعه و قرائت كتيبه‌ها و گاهنگاري‌ آن‌ها استوار بوده‌است.»

مطالعه روي خوردگي اشيا اين غار نشان داد و كه اين خوردگي تنها در شرايط يكي از تالارهاي موجود در اين غار چنين خوردگي پيش مي‌آيد. كارشناسان اين خوردگي‌ها را يكي از دلايل غارت اين اشيا از غار كلماكره لرستان مي‌دانند.

غار كلماكره، غاري است طبيعي از سازندهاي آهكي در دامنه كوه مهله واقع در 15 كيلومتري شمال‌غربي شهرستان پلدختر از توابع استان لرستان.
اين غار با طول تقريبي 700 متر مربع مشتمل است بر چهار تالار كه در تالارهاي سوم و چهارم استلاگيت ها و استلاكميت ها به راحتي قابل رويت است.

نظارتي گفت: «اين غار در پاييز سال 68 به طور كاملا اتفاقي توسط يك شكارچي محلي كشف شد و از آن پس آثار ارزشمند اين مجموعه به بازارهاي جهاني راه يافت. قيمت بالاي اين اشيا دربازارهاي جهاني باعث شوك بازارهاي داخلي و سرازيرشدن حفاران غيرمجاز به اين غارشد. به طوري كه براساس گزارش‌ها، روزانه 50 تا 70 نفر همزنان در اين غار مشغول بوده‌اند. بالاخره در سال 71 و 72 هيات كاوشي به سرپرستي " معتمدي"طي 85 روز به كاوش در غار پرداخت كه نتيجه اين كاوش‌ نتوانست راهگشاي مطالعات بعدي در اين غار باشد. »
به گفته وي اشيا اين گنجينه به واسطه ظرايف هنري فوق‌العاده‌ايي كه در ساخت آن‌ها به كار رفته است هريك به اندازه گنجينه‌اي ارزشمند هستند. اما به نظر مي‌رسد استفاده از طلا به دليل كمياب‌تر و گران‌بهاتر بودن، كمتر از نقره بوده است. بنابراين اشيا اين مجموعه كه علاوه بر تكنيك‌هاي هنري والا به نوعي با اين فلز مزين شده‌اند درمرتبه ممتاز‌تري نسبت به ساير اشياء گنجينه قرار دارند.

كاسه نقره طلاكوب يكي از اشيا كشف شده از اين غار است كه داراي كتيبه بسيار ظريف به خط ميخي ايلامي‌نو با عنوان "آميريش شاه ساماتوره پسر طابالا"(لابامها) است.
روي لبه بيروني آن 49 قطعه نقش برگي شكل(همچون درخت سومر)، 34 قطعه اسفنكس باروكش طلائي، 4 رديف مظاهر گل لوتوس شامل 136 قطعه، يك رديف ميوه كاج شامل 22 قطعه و كف ظرف يك رزت 18 پر با تكنيك والاي بكاررفته است كه اين ظرف اوج هنر "ساماتي‌ها" (نزديك به 200 سال پيش از هخامنشي‌ها) را در استفاده از ورقه طلا براي تزئين نشان مي‌دهد.

ازديگر اشيا منحصربه فرد اين مجموعه، ريتون بزنشسته داراي بلندي 132 ميلي متر، قطر دهانه 95 ميلي‌متر است . اين ريتون از دو تكه جدا از هم ساخته شده كه شامل يك بزنشسته است كه به بخش قيفي شكل به هم متصل شده‌اند. تزئينات طلايي آن هم در 7 رديف ديده مي‌شود.

تزئينات طايي اين شي از جنس الكتروم يعني تركيب طلا و نقره است.
روش اجراي اين تكنيك به اين نحو است كه قطعات به طور جداگانه با يك لبه ساخته مي‌شد و پس از آن روي شي در محل اتصال تكه ، با يك شي‌ء نوك تيز محل مورد نظر را مشخص مي‌كردند. سپس لبه فرو رفته و قطعه تزئيني روي شيار ايجاد شده قرار مي گرفت و با ضربات ظريف چكش ثابت مي شد.

يكي ديگر از ظروف،ظرفي استدسته‌دار با لوله . بدنه آن داراي يك لوله 11 سانتي متري و دسته‌اي به طول 14 سانتي متر است كه لوله به صورت اريب و رو به بالا امتداد يافته است و به وسيله يك پل افقي به ظرف متصل شده‌است.
در محل اتصال لوله به بدنه و دسته به بدنه يك صفحه نقره‌اي به شكل مثلث ديده مي‌شود كه با پنج ميخ بزرگ كه در راس هر يك روكش طلايي دارند به بدنه محكم شده است.
ظرف از چهار قطعه مجزا تشكيل شده كه عبارتند از بدنه ظرف، لوله، پل لوله و دسته كه به واسطه 20 ميخ گنبد نما به هم وصل شده‌اند.

ظرف گلدان تخم‌‌مرغي شكل از ديگر اشيا مهم اين مجموعه است كه تزئينات اين شيء از نظر تكنيك اجرا شبيه به ريتون بز نشسته است.
تزئينات روي ظرف شامل گل ذرت، درخت زندگي، غنچه و گل لوتوس است.

  نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 21:5  توسط احسان سلگی  | 
 

غار كلماكره در استان لرستان وبخش مركزي پلدختر واقع شده است .

غار كلماكره در ارتفاع 550 متري بالا تراز سطح دشت در سمت شرقي يكي از آخرين دره هاي صخره اي كوه آهكي مله واقع شده است .

دهانه غار به سمت غرب باز شده ودر دل صخره به سوي شرق ادامه مي يابد .

دهنه هاي تقريبا دو قلوي غار در پناه پوز صخره اي شيب دار با ديدي كاملا كور قرار گرفته وبه همين دليل تا كنون دهانه هاي آن از نظر پنهان مانده است واز هر نظر مأمن بسيار مطمئني براي اختفاء وشرايط اضطراري به حساب مي آيد .

كلماكره از سه كلمه جداگانه كل ، ما وكره تشكيل شده است كه كل در گويش مردم لرستان نوعي حيوان حلال گوشت كوهي با شاخ هاي كماني رو به بالا ونرينه بز كوهي است .

كلمه ما با توجه به مفهوم محلي به صورت پسوند مان به معناي محل استقرار به كار برده مي شود و كره، نام درختي است مشابه درخت انجير كه در بدو ورود به اين غار با اين درخت مواجه مي شويم . به طور كلي كلماكره به معناي ماُواي كل ودرخت انجير است .

گويا يك شكارچي محلي سال 68 در تعقيب يك بز كوهي به اين غار رسيده وآنرا كشف كرده است . دهانه غار باستاني كلماكره حدود30 متر پايين تر از قله كوه وتقريباٌ در محل تلاقي ديواره هاي دره اي است كه در ضلع شمالي كوه وجود دارد .

غار در قسمت شرقي وبر روي ديواره اي كه از بالا تا انتهاي دره به شكلي كاملا مسطح كشيده شده است .

پيشاني غار 50/1 متر جلوتر از پايين دهانه بوده واين خود يكي از ويژگي هاي اين غار وموضوع پنهان ماندن آن از ديدگاه رهگذران ، شكارچيان وشبانان بوده است .

دسترسي به فضاي داخلي غاركه از 4 تالار نسبتاٌ بزرگ تشكيل شده وبرخي وروديهاي حفره اي آن نزديك به 80 سانتي متر بوده، بسيار دشوار است .

چند آبچال كوچك و بزرگ ومملو از آب در تالارهاي دوم ، سوم وچهارم غار، ستون هاي رسوبي وآويزهاي شكوهمند تالارها كه برخي از آنها كامل شده وتا ارتفاع 15 متري قد برافراشته وبه چكيده هاي سقف غار اتصال يافته ،از جمله پديده هاي طبيعي اين مكان شگفت انگيز هستند .

اطلاعات بدست آمده از اشياء منسوب به غار كلماكره حاكي از آن است كه اين مجموعه يكي از شش گنجينه بزرگ كشف شده در جهان است .

وجود سفالهاي نئوايلامي در درون غار مي تواند مدرك معتبر در تاُييد محل اين گنجينه باشد .

مناظر ونمادهاي بسيار بديع وزيباي غار مي تواند از مواريث ارزشمند طبيعي كشور به حساب آيد وهمچنين وجود آثار وبقاياي گذشته، ارزش فرهنگي به كلماكره داده است .

بسياري از پديده هاي توصيف ناپذير وطبيعي اين مكان شگفت انگيز وآثار 2700 ساله آن به اميد گنج يابي توسط سوداگران آثار عتيقه منهدم شده است .

حوضچه هاي پر از آب، دهليزها و حفره هايي كه مكان مخفي كردن اشياء درون غار بوده ، ازجلوه هاي منحصر به فرد غار باستاني كلماكره به حساب مي آيد .

  نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 21:1  توسط احسان سلگی  | 
  نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 12:21  توسط احسان سلگی  | 
  نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 12:23  توسط احسان سلگی  | 
این عید باستانی پیشاپیش مبارک.......
  نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 21:9  توسط احسان سلگی  | 

گرامافون واسه خیلی ها یاد آور خاطرات کودکیشونه.......

  نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 11:23  توسط احسان سلگی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM